محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5137

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از حوادثى كه به سال صد و شصت و هفتم بود از جمله حوادث سال اين بود كه مهدى پسر خويش ، موسى را با جمعى انبوه از سپاهيان و لوازمى كه چنان كه گويند ، كسى نظير آن نداشته بود ، براى نبرد ونداهرمز و شروين دو فرمانرواى طبرستان سوى گرگان فرستاد . وقتى مهدى ، موسى را براى رفتن گرگان مجهز مىكرد ابان بن صدقه را بر رسايل وى گماشت و محمد ابن جميل را بر سپاه وى و نفيع وابستهء منصور را به حاجبى وى و على بن عيسى بن - ماهان را بر كشيكبانان وى و عبد الله بن خازم [ 1 ] را بر نگهبانان وى . موسى سپاهيان را سوى ونداهرمز و شروين برد و يزيد بن مزيد را سالارشان كرد و آن دو را محاصره كرد . در اين سال ، عيسى بن موسى به كوفه درگذشت . در آن وقت ولايتدار كوفه روح بن حاتم بود كه قاضى و جمعى از سران را شاهد وفات وى كرد ، آنگاه به خاك سپرده شد . گويند : عيسى بن موسى سه روز مانده از ذى حجه بمرد ، روح بن حاتم كه ولايتدار كوفه بود ، بر جنازهء وى حضور يافت . به دو گفتند : « تو كه اميرى پيش صف شو . » گفت : « خدا نبيند كه روح بر عيسى بن موسى نماز مىكند ، بزرگترين فرزند وى پيش صف شود . » اما از او نپذيرفتند و او نيز از آنها نپذيرفت . عاقبت عباس بن - عيسى پيش صف شد و بر پدر خويش نماز كرد . گويد : خبر به مهدى رسيد كه بر او خشم آورد و به دو نوشت : « شنيدم كه از نماز كردن بر عيسى دريغ كرده اى ، مگر به اعتبار خودت يا پدرت يا پدر بزرگت بر او نماز مىكردى ؟ جز اين نبود كه اگر من حضور داشتم جاى من بود و چون

--> [ 1 ] - در متن حاز است ( ح ) اما در ابن اثير خازم آمده ( خ ) كه درست است ( م )